Your love life’s D.O.A.

[این یه پست ئه کاملا شخصیه، بنابراین یا نخونین، یا جاج نکنین!] می‌دونی، تا قبل از صحبت دیروزمون اصلا فکر نمی‌کردم جدی باشه. فکر نمی‌کردم واقعا اینی باشه که اینجوری شده. فکر می‌کردم صرفا تاثیرات موقتی هورمون‌های زنونه‌اس. فکر می‌کردم که با یکی دو روز اینور اونور درست‌تر می‌شه. فکر می‌کردم که بابا، وی آر [...]

من و پی ام اس

این روزها خیلی عصبی‌ام، به‌هم‌ریخته‌ام، داغون‌ام. به زمین و زمان گیر می‌دم، با کس و ناکس دعوا می‌کنم. خلاصه که خیلی وضعیته بدیه! خودم فکر می‌کنم به خاطر این باشه که به شدت درگیر PMSام*!! * PMS : Project Management System

من، وایکینگ‌ها، پاییز

عجیبه‌ها، نه؟ حساب کن بعد از ظهر سرمای ملویی بخوری و شب بری خونه، فردا با خودت ببینی که از جات نمی‌تونی بلند شی، و تنها چیزی که تو این شب تا صبح یادته اینه که داشتی خواب می‌دیدی که تو فرمانده نظامی یک جنگی هستی، که یه طرفش ایرانِ (با وضعیت فعلی) یه طرف [...]

Relationshit

It’s not a Relationship, it’s more of a Relationshit!

زندگی کنیاک است

زندگی کنیاک است زندگی آبجوی سرد کف‌آلودی‌است که بنوشی به شتاب. زندگی ودکائیست که بریزی به گلو و بتابی ابرو. زندگی کنیاک است که به یک جام بزرگ قطره‌ای چند در آن می‌ریزند، و به گرمای دو دست، نشئه گرم و دل‌آمیزش را به مشام دل و جان می‌ریزند. زندگی کنیاک است که چشیدن دارد [...]

عصب و ماهیچه

مُرده‌ی وقتایی هستم که عصب‌های صورتت فرمان «دو‌نقطه‌دی» دادن، ولی ماهیچه‌های صورتت به شدت دارن مقاومت می‌کنن.

لیلای من

ای ساربان، ای کاروان، لیلای من، کجا می‌بری؟ با بردن، لیلای من، جان و دل مرا می‌بری؛ ای ساربان کجا می‌روی؟ لیلای من چرا می‌بری؟

Follow

Get every new post delivered to your Inbox.